شعر ها و یادداشت های محسن با فکر

خرید بک لینک
سه پلّه از شصت سالگی(نگاهی به مجموعه داستان«خواب اَسب» نوشتهی هادی غلام دوست)محسن بافکر لیالستانیاز هادی غلام دوست، نویسندهی مشهور گیلانی، تاکنون دهها عنوان رمان، مجموعهی داستان و آثار پژوهشی ارزندهای خواندهایم.«خواب اَسب»، تازهترین کتاب چاپ شدهی این نویسندهی پر کار است که با مباشرت نشر خزه در 160 صفحه و شمارگان 300 نسخه و بهای110000 تومان در سال 1402 منتشر شده است. این کتاب که حاوی 38 داستان کوتاه و بلند است و تسلطّ نویسنده را به ظرافت زبان و ادبیات فارسی و دریای بیکران واژگان آن نشان میدهد در فضائی ساده و رئالیستی فراهم آمده و دغدغههای انسان مدارانهی غلام دوست را با ایجاد فضاهای داستانی مناسب، بازتاب میدهد.این مجموعه که در بر گیرندهی داستانهای بین سالهای( 1400 _ 1363 )، یعنی به درازای تقریبی چهل سال است، در عین حال نشاندهندهی، سیر تحوّل ادبی و معرفتی نویسنده در طی این سالهای مدید است. اگر چه که در طی این سالها آثار پرشماری از او انتشار یافته باشد امّا این کتاب، به تنهایی، میتواند کار منتقد و پژوهشگر آثار داستانی را در زمینهی بررسی سیر تحوّل فکری و زبانی غلام دوست، آسان کند. در داستان خواب اَسب که تاریخ نگارش آن 1400 است و نام این مجموعه نیز از آن گرفته شده و برای «ایلیا»یِ جوانِ از دست شده نوشته است، اوج خلاقیت ادبی و داستان نویسی غلام دوست آشکار است:« لحظهای در دل سیاه آسمان، خطی روشن پدید آمد و ناپدید شد. ناگهان آسمان غرید. آنی تندری برخاست. اَسب سفید جوان، بیاختیار و به یک باره تکانی به تنِ کشیدهی زیبای خویش داد و بار سنگیناش مانند قالی سنگین آب خوردهای از دوش دیوار تنش بر زمین افتاد و . . . »ص19از شگردهای داستانویسی غلام دوست که در برخی از مجموعهه شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1402 ساعت: 12:02

خیابانهایی که....

هنوزهم بیقرارروزهایی هستم
که به ارزانی ازدست داده ام
نشانی ات اماپیداست
جایی درهمین حوالی
روبروی پنجره ای که هرروز،
به سوی جهان میگشایم
تاکوچه ها وخیابانهایی راببینم
که هیچگاه ،آنهاراباتونپیموده ام

محسن بافکرلیالستانی

شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 71 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1402 ساعت: 15:34

خوابی آرام درشب های دلواپسی-------------------------------------گام برمی دارد درباغ وبا رویاهایش پر می کند زنبیلش را -این قطعه با بوته هایش باید آفتابی باشد برابر ابرهای تیره ی آسمان دخترم خوابی آرام درشب های دلواپسی اش -این قطعه با ردیف های درختانش شهابی باشد درشب های تیره ی آسمان پسرم وبرای نیمروزهای بلند تشنگی اش آبی گوارا چشمه ای که از کنار چپرهایش می جوشد این قطعه ی احاطه شده دردرختان لیمو هم عصایی باشد در روزهای بی تکیه گاهی همسرم برای تمامی سالیانی که من نیستم اینک اما در غروب غم انگیزی که گلوی ثانیه هایش را می فشارد نه باغی ماند ونه درختانی ونه حتی چشمه ای وچپرهایی تنها شبحی ازجنگل که راست ایستاده است برجنازه ی باغ وزوزه های شغالان وباد وکفتاران ......محسن بافکرلیالستانی تیرماه 83ازمجموعه :شعرهای نوشته نشده،نشرایلیا،۱۳۸۸ شعر ها و یادداشت های محسن با فکر ...

ما را در سایت شعر ها و یادداشت های محسن با فکر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1402 ساعت: 15:34

صفحه بندی